Roshangar’s blog

 

انقلاب اسلامی هنوز پيروز نگشته

گفتندی، حسنين هيکل را پرسش رفت؛ شما مصريان چرا با آن تمدن هزاران ساله و آن قدرت و شکوه چرا عرب را پذيرفتيد، مسلمان شديد و زبان قبطی از دست داديد؟  پاسخ داد، ما فردوسی نداشتيم.

 

تا ايرانی فردوسی، حافظ، سعدی، عطار، اميرخسرو دهلوی، نظامی گنجوی، ناصرخسرو، کسروی، صادق هدايت، شجاع الدين شفا را دارد هرگز زبان و فرهنگ و ارزش های ملی خويش را رها نخواهد کرد...

هرگز روحش را به يک مشت ملای تهی مغز بيگانه نخواهد باخت.

ح-ک


امير سپهر

  انقلاب اسلامی هنوز هم پيروز نگشته  
سومين بخش از متن: صيونيزم ايرانی و نازيسم آخوندی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جان کلام در اين بخش: چگونه ايرانی فرزانه، اهل می و مستی و شادخواری اما شوربختانه بسيار شاعرمسلک و احساساتی در دام دين گرفتار می آيد

 انقلاب مبتذل اسلامی، تنها بر جلد و قالب ايران و

ايرانی غالب گشت نه بر گوهر و روح اين دو ... اينان توانستند که ايران را تسخير نموده و به کاخ ها و خزاين آن وارد شوند، ليکن اين قوم طفيلی، بسی بی فرهنگ تر از آن بودند که بتوانند دل های مردم ما را نيز فتح کرده و بر روان آنان نيز فرمانروايی کنند

 اين چگونه پيروزی است که گماشتگان نظام اسلامی اينک دختران و پسرانی را «ساواکی» و «پس ماندگان از رژيم طاغوتی» می خوانند که حتا ده ـ دوازده سالی هم پس از استقرار نطام خودشان به گيتی آمده اند! ...

اين چه پيروزی است که پس از سه دهه و از پی آنهمه تصفيه های خونين و بگير و ببند، باز هم بايد همه ی طاغوتيان را خراج کرد، مگر ديگر اصلآ کسی از مقامات نظام پيشين در جايی پست و مقامی دارد که بايد او را اخراج  کرد؟! ...

 دستاربندان، شريعتمداران، مداحان، شارعان، دعانويسان، قاريان، مسئله گويان، زيارت نامه خوان ها و زاهدان و صالحان، و در گذشته های دور هم قاضيان شرع، مفتيان، ارباب خانقاه، اقطاب صوفيه، مرشدان، مقتدايان و همچنين بسياری از پيران طريقت و عارفان و سالکان همه و همه مشتی شياد و دُروند و طفيلی بودند ...
..................................................................................................

آنگونه که ديديم، اين آشنای من و لابدی پاره ای ديگر از ايرانيان هم بسان او، بر اين باورند که جمهوری اسلامی جدای از اشغال کشورمان، روان مردم ما را هم تباه و قيراندود کرده. يعنی سی سال بر سر منبر ها و در محراب ها صلای نفرت و جهل سر دادن، توانسته مردم ما را از فرهنگ و اخلاق انسانی خود دور ساخته و از آنان آدميانی بی معنويت و خرافه باور و پسمانده بسازد. ليکن اين پندار با تجربه ها و باور های من هيچ همخوانی ندارد.

  زيرا از آنجا که انقلاب اسلامی رخدادی سخت واپسگرايانه، و سران آن نيز انسانهايی بسيار پست و فرومايه بودند، اصولآ اکثريت ايرانيان «فرادستی شخصيتی و اخلاقی» خمينی و مريدان وی بر خود را نپذيرفتند که آنها بتوانند خُلق و خوی نفرت انگيز خود نيز در روان مردم ما جاری سازند، مگر در همان دوران خودباختگی و ره گمکردگی چند ماهه ی پيش و پس از آن فتنه. چه که آن طوفان جنون به همان تندی که آمده بود، با همان سرعت هم زود فرونشست.

من و هم نسلان و مسن تر از ما که آن روزگار سرگشتگی را تجربه کرده اند، بی شک خوب به خاطر می آورند که چگونه در همان نخستين هفته های پس از پيروزی آن فتنه در همه جای ايران و در هر انجمنی، سخن از اشتباه بودن آن انقلاب در ميان بود و ابراز پشيمانی. بگونه ای که حتا نخست وزير منصوب خود خمينی، مهدی بازرگان نيز در تلويزيون اين راستی را برزبان آورد که:«ما دعا کرديم که بارانی پُربرکت بارد، اما بدبختانه سيلی ويرانگر در ايران جاری شد!»، آنهم تنها سه ـ چهار ماهی پس از پيروزی آن فتنه.

 پس، جز اندک شماری از ايرانيان منگ و توده استالين ايست ها که پيشوای «ضدامپرياليست» تازه ای يافته بودند، مردم ما در همان نخستين ماههای سقوط ايران بدان «انحراف تاريخی» خانمان سوز خود پی برده و دانستند که کيستی، جايگاه انسانی، اخلاق، فرهنگ و کردار اجتماعی حتا فقير ترين و بی سواد ترين شان هم بسی والا تر و گرامی تر از آن بوده که با يک روضه خوان زبان نفهم و کين توز و مشتی طفيلی هم داستان گشته و آن گونه آشيان سوزی کنند.

درست است که آن ضحاک و مريدان اش با وحشيگری هايی بسان شهرآشوبی، آتش افروزی، ويرانگری، جنازه دزدی و حتا با آدم سوزی و ده ها شيوه ی رذيلانه ی ديگر به آسانی توانستند که ايران را تسخير نموده و به کاخ ها و خزاين آن وارد شوند، ليکن اين قوم طفيلی، بسی بی فرهنگ تر از آن بودند که بتوانند دل های مردم ما را نيز فتح کرده و بر روان آنان نيز فرمانروايی کنند.

 از اينروی هم هست که سی سال است که از ديد خود، همچنان در حال تصفيه و پاکسازی مراکز علمی و آموزشی از ضد انقلابيون و طاغوتيان هستند، و پس از اينهمه سال تبليغ اخلاق و کرامت انسانی نداشته خود و اينهمه بگير و ببند و اخراج هم، تازه از انقلاب فرهنگی دگری سخن می گويند، و از اسلامی کردن مدارس و دانشگاهها و ديگر مراکز آموزشی. پس آيا هيچ چشم انداز روشن تری از اين برای تماشای «شکست خفت بار فرهنگی» اين فرومايگان در برابر مردمی بسيار با فرهنگ تر و بزرگ منش تر از خودشان وجود دارد؟!

نانوشته نگذرم که پس از سه دهه و از پی آنهمه تصفيه های خونين، ديگر اصلآ کسی از مقامات نظام پيشين در جايی پست و مقامی ندارد که اينان بخواهند آن مقام طاغوتی را اخراج و خانه خراب کنند؟ چون هر آن کس که در آن نظام حتا يک پست کوچک هم داشت که در همان هفته های نخست قدرت يابی خمينی يا تيرباران شد، يا بازنشسته و يا آواره. بسياری دگر هم که در اين سی ساله، عمرشان به پايان رسيد و بگونه ی طبيعی جان دادند و رفتند.

بنابر اين، روشن است که اين تصفيه ها اکنون ديرسالی است که ديگر کسانی را آماج دارد که در روزگار فرمانفرمايی خود اين واماندگان باليده و به جايگاهی رسيده اند. گماشتگان نظام اسلامی اينک دختران و پسرانی را «ساواکی» و «پس ماندگان از رژيم طاغوتی» می خوانند که حتا ده ـ دوازده سالی هم پس از استقرار نطام خودشان به گيتی آمده اند. اصلآ مگر ساواک همان سی سال پيش برچيده نشد؟!

 و همين امر آيا خود به نيکی گويای اين حقيقت نيست که :(حتا ايرانيان زاده و پرورش يافته در دهه ی پسين انقلاب هم به محض شناخت خود و فرهنگ و تاريخ ديرپای خودی، ديگر اين از گور گريختگان و ابتذال باوران را کوچک تر از آن دانستند که به اطاعت از آنان گردن نهند و از اينروی هم اينهمه اين سفلگان را به سخره می گيرند؟). پس خوب دقت کنيد که «ساواکی» و «طاغوتی» در قاموس اين قوم ضد ايرانی به معنای همان «ايرانی ميهن پرست و شريف» بودن و بجای تازی پرستی، جان و روانی ايرانی داشتن است.

[[همرزم خوب من به همين دليل هم هست که هرکس به تريک قبايش برمی خورد و نمی تواند پاسخ ميهن دوستی نمونه هائی مثل شما و من را بدهد مارا به «ساواکی» بودن محکوم می کند. يعنی درواقع با ميهن دوستی ما اشکال دارند... ح-ک]]

 از ديد من اصولآ از پرتو مشعل معرفت به «کيستی خود» هم هست که جان و روان ايرانی همچنان روشن و نورانی و اين آتش مقاومت فرهنگی هنوز فروزان است و هر دم نيز شعله ور تر می گردد. بويژه بوسيله ی زنان ايران که هم پيش و بيش از مردان و هر گروه اجتماعی ديگر اين ايستادگی را آغاز کردند و هم اينکه در اين سی ساله، بيش از هر جريان سياسی اين بی فرهنگ ها را عذاب داده اند. با انتقال همان خودآگاهی ملی هم هست که امروزه ديگر دختران نازنين و شيردل و پسران برومند ما درفش اين پيکار ميهنی را به دست گرفته اند.

پس، دل قوی داريم که انقلاب مبتذل اسلامی، تنها بر جلد و قالب ايران و ايرانی غالب گشت نه بر گوهر و روح اين دو. چون هر آن شريف هم ميهن که کيستی خود شناخت، به محض اينکه از نزديک با چهره ی کريه اين ديوان و ددان آشنا گشت، اصلآ از خود شرم کرد که حتا در گذشته نيز برای کوته زمانی با چنين موجودات تهی مغز و بی معرفتی همداستانی کرده است، چه رسد به اينکه در نهانخانه ی خود فرادستی اينان بر خود را نيز پذيرا گشته باشد. بدين سان، نه ايرانی ره قهقرا پيش گرفت و براستی در دوزخ اندرافتاد و نه اصلآ آن سقوط، سقوطی کامل بود.

البته ناگفته پيداست که اين ويرانگری های فرهنگی و اخلاقی سی ساله، بخشی از مردم ما را به مُغاک اندر افکنده که اين هم يک سقوط کالبدی و تحميلی بوده نه انديشه ای. به باور من حتا شمار آن دسته از ايرانيان که جمهوری اسلامی توانسته روان آنها را براستی ويران کند هم به ده درصد نمی رسد که چنانچه ايران آزاد گردد، آن قربانيان را هم با بازسازی فرهنگی می توان به آدميت و کرامت انسانی و ايرانيت خويش باز گرداند.

در اينجا اما شايسته است که يک نکته نيز آورده شود که آنهم به برداشت«آرامش دوستدار» و چندی ديگر، اين "دين خو" بودن مردم ما است که تا کنون هم آسيب های زيادی به ما زده که گرفتار گشتن ما به چنگ ملايان هم يکی از تبعات آن است. ليکن آنچه جناب دوستدار فيلسوف و بسياری ديگر از اهالی انديشه ما هم بدان نپرداخته و يا اصلآ نمی شناسند، منشأ و انگيزه اين ويژگی است.

يعنی چرايی اين «کشش به دين» و يا وجود «رويکرد دينی» در عنصر ايرانی که اصولآ هم، به خود پديده ی «دين» در شکل و مفهوم متعارف آن، چندان ارتباطی ندارد. زيرا آنچه که آقای دوستدار آنرا «دين خويی» می دانند، تجلی برونی «ژرفای درون» ايرانی و نياز او به معنويتی فراتر از ارزشهای مادی «اين جهانی» و «ماده» است که من اين ويژگی را «Meditation» نوع ايرانی می نامم نه «دين خويی».

نيازی روحی که چون تاکنون انديشمندان ايرانی نتوانسته اند آنرا با آفرينش يک «فلسفه» ی ژرف، اخلاقی، انسانمدار و بويژه «پُرجاذبه» برآورده سازند، ايرانی آن «متاع روح» را در بساط مذهب جُسته و می جويد. يعنی در جوف موهوماتی که «اسلام» هم بدترين نوع آن است. آيينی اهريمنی که پيام ظاهری اش «معنويت»، «دادگری»، «دهش»، «برابری» و «برابری» است و سخت هم«اغواگر»، اما در حقيقت دکان سالوس است و بساط شيادی و هيزم خردسوزی.

مايه گرمی بازار همه دکانداران دين و شريعت و طريقت هم در ايران و اين هزار و چهار صد سال، تنها وجود همين نياز به «Meditation» يا «خوراک روح» در نهاد عنصر ايرانی بوده، يعنی دليل پُرمشتری بودن دکان همين دستاربندان، شريعتمداران، مداحان، دعانويسان، قاريان، مسئله گويان، زيارت نامه خوان ها و زاهدان و صالحان دروغين و دُروند و رياکار.

در گذشته های دور هم که قاضيان شرع، مفتيان، ارباب خانقاه، اقطاب صوفيه، مرشدان، مقتدايان و حتا بسياری از پيران طريقت و عارفان و سالکان با سوء استفاده از همان« نياز» و وعده ی براورده شدن آن، در صورت «ايمان» به اين «موهومات»، از اين ملت سواری گرفته اند. در نتيجه، اين مبشران عدل و داد و قسط و اخوت دروغين، صد ها سال است که از همين «ضعف» مردم ما نان خورده و می خورند.

جلوه های اين«عطش روح» و «معنويت جويی» ايرانی را هم در سراسر ادبيات و تمامی زمينه های هنر بومی ما می توان ديد. از خاتم کاری و زری دوزی و منبت کاری و زرگری و قالی بافی گرفته تا کاشی سازی حتا برای سردر يک حمام عمومی. چرا که حتا در همان کاشی نيز همين«حس» را می توان لمس کرد. زيرا که استاد بيسواد کاشی کار، به هنگام ريختن آن کاشی، بی اينکه خود بداند، بخشی از روح خود را نيز در آن دميده است. اين چنين است که در همه ی آثار هنر های ظريف ايران،«روح» وجود دارد.

 ادبيات ما هم که حکايتی ژرف تر و دراز تر دارد و از تمامی اينها هم پُر معنا تر و گويا تر، موسيقی سنتی ما است که سراسر شکوه و گلايه است و سوز گداز است، که آی، امان امان! بدادم رسيد که مردم از بی وفايی مردمان و هجر يار و جور روزگار و جفای فًلک کجمدار.

 ايرانی بگونه ی گوهری انسانی خيال پرداز، مطلق انديش و بهشت باور است. هرگز هم از چيزی راضی نيست. او بی اينکه خود بداند، اين جهان را بسيار تنگ می بيند و از اينروی هم، هميشه در گلايه و فغان. بدانسان که تو گويی آنچه او می جويد در اين جهان «می يافت نشود» و وی بايد آن گمشده ی موهوم خود ـ معشوق ـ را در جهانی ناپيدا و موهوم هم جستجوگر باشد: «گفتند یافت می نشود گشته ایم ما / گفت آنکه می يافت نشود، آنم آرزوست». عالی ترين تجلی اين «شکوهِ و شکايت» و اين «بی قراری» هميشگی و اين «جستجوی معشوق» را هم در شعر ما می توان ديد.

گفت معشوقی بــــــــه عاشق کای فتی....... تو به غربت ديــــــــده ای بس شهرها
پس کدامين شهر از آنها خوشتر است....... گفت آن شـهری که در وی دلبر است

[[اگر کسی داستان «گيل گميش» را که شايد اولين اسطوره تاريخ باشد را خوانده باشد، به اين مفهوم خواهد رسيد که جناب امير سپهر به آن اشاره دارد، «گيل گمش» يک داستان ايرانی-ايلامی است که بر روی خشت نوشته شده است و تاريخ آن به سه هزار واندی سال پيش می رسد، در آن گيل گمش برای يافتن زندگی بهتر سفر ها می کند و از شرح ماجرا حس ميکنيم از کوههای زاگرس و دماوند رد می شود و در کنار دريای مازندران به بهشت می رسد، ولی همسرش همچنان در شهر منتظر اوست، او با کوله باری از تجربه بر می گردد، همسروفادارش پير کنار ديواری نشسته است و انتظار اورا می کشد... بالاخره  گيل گمش پير عشق را در آغوش همسرپيرش ميابد... بسيار شيرين است بايست داستان را خواند... شايد مولوی هم آن داستان را می دانسته است... ح-ک]]

می بينيم که او «مولوی» تنها آن شهری را دوست می دارد که معشوق در آن می زيد و زيبا ترين ديار، همان ديار يار است. اما اين ابرانسان انديشه حتا نمی داند که آن ديار کجاست و نشانی آن چيست:«ای که می پرسی ز من آن ماه را منزل کجاست / منزل او در دل است، اما ندانم دل کجاست». يا آن دگر بزرگ انديشمند ما«فريدالدين عطار» که در وطن خود به دست مغولان متجاوز کشته شد، در وطن، به دنبال وطن می گردد، اما خود نيز نمی داند که آن وطنی که می خواهد کجاست :«اين وطن مصر و عراق و شام نيست / اين وطن شهريست کو را نام نيست»

هيچ دو هنرمندی هم نتوانسته اند که بسان مولانا و حافظ، اين حس درون و نياز انسان ايرانی را به برون شد از دايره ی دلبستگی های اين جهانی و عروج و اوج او و يکی و هم پرواز گشتن با معشوق بر فراز کهکشان ها را به تصوير کشند. بويژه مولانا. چه که حافظ با همه ی آن نبوغ ذاتی که در برانگيختن احساسات آدميان داشته و در اين راه می توانسته حتا از نازک ترين و ريز ترين عصب های حسی صاحبدلان نيز مدد گيرد، اما گاهی انديشه هايی در ميان انداخته که يک سره اين جهانی و مدبرانه می نمايد.

   مولانا اما، از رشته ی دگری است. اين خداوند احساس و انديشه، و اين کهکشان جذبه و شيدايی، و اين آتش فشان عشق و شور و مستی و جنون، يک سره در جوشش و شور است و در سماع. حکايت مولانا حکايت جان است و او خود، حقيقت عشق. باده نوش با اختران و رقصنده با پرديس و ناهيد که در شعر اش زهره دف می زند و ماه پای کوبان است:«ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان»، و موسيقی درون شعر حتا به هفت هزار سالگان نيز دل و جانی تازه می بخشد و آنان را نيز به دف زدن و رقص و غزلخوانی وا می دارد.

و نی نامه ی سرآغاز مثنوی او، بی ترديد، شاهکار همه شعر ها در همه ی زمان ها و در همه ی مکان ها است. بی جا نبوده که استاد بزرگ توس را جان و يا پيکر فرهنگ ما خوانده اند، سعدی فرزانه را مغز يا خرد اين نَفس پاکيزه، حافظ را قلب طپنده ی او و مولانا محمد جلال الين بلخی «خراسانی» را روح وی. بنگيريد اين جوشش درون ايرانی و هنر تصويرگری او را:

ای لولی بربـط زن تو مست ‌تری یا من
ای پیش چـو تو مستی افسون من افسانه
از خـــــــانه برون رفتم مستيم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فـــرزانه

گفتم که رفیقی کن با من که من‌ات خویشم
گفتــــــا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
من بی ‌دل و دستارم در خـــانه ی خمارم
یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نِه

و اين سخن نيز هنوز بپايان نيامده و اين مقال همچنان ادامه دارد، تا مجالی ديگر... امير سپهر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 www.zadgah.com

 

Comments [0]

Bahram Moshiri (part 1) قتل عام بنی قریضه بدستور الله ‫مدینه

Comments [0]

@ this HADIS

Somebody please explain this to me,  I am so dumb and can not understand it!


http://good-times.webshots.com/photo/2250317120104213880WLznJb

Comments [0]

درخت خانوادگی حاکم در رژيم ملايان

 

آيا ما قادر خواهيم بود اين افعيان را نابود کنيم؟؟

آيا ما قادر خواهيم بود اين مور و ملخ وموريانه را ريشه کن کنيم؟؟

انگلستان برای ساختن اين درخت پر شاخه 500 سال در ايران کار کرده است. بيخود نبودخمينی را توسط بی بی سی به ايران چپاندند...

باز بگوئيد «تئوری توطئه» را نمی پذيريد... اگر تاريخ زندگانی خمينی و گذشته اورا بخوانيد و تاريخ زندگی موسی صدر، وخانواده صدر را بخوانيد خواهيد ديد همه به انگلستان وصل هستند.

سيستانی با مقتدا صدر تفاوتی ندارد و سيستانی با خامنه ای اختلافی ندارد، خامنه ای با خاتمی نسبت  خانوادگی دارد و موسوی با خامنه ای نسبت فاميلی و حداد عادل با ديگر ملايان از راه خامنه ای منصوب است.

تا سوخته ای دمی بماند تا شيفته ای شود سرافراز..

ح-ک

درخت خانوادگی حاکم در رژيم ملايان

خانم خدیجه ثقفی، دختر میرزا محمد ثقفی، همسر آیت الله خمینی

-احمد خمینی، مصطفی خمینی، زهرا مصطفوی، صدیقه مصطفوی و فریده مصطفوی، فرزندان آیت الله خمینی

-مرحوم آیت الله مصطفی خمینی بزرگترین فرزند آیت الله خمینی، همسر معصومه حائری]دختر آشیخ مرتضی حائری و نوه آیت الله عبدالکریم حائری(موسس حوزه علمیه قم)[

-حسین و مریم خمینی فرزندان آیت الله مصطفی خمینی

-مهدی، محمد و علیفرزندان سید حسین خمینی و نوه های مرحوم آیت الله مصطفی خمینی(پسر ارشد آیت الله خمینی)

-سيد احمد خميني، فرزند آیت الله خمینی، همسر خانم فاطمه طباطبايي و داماد آیت الله سلطانی طباطبایی

-فاطمه سلطانی طباطبائی، دختر آیت‌اللـه سلطانی طباطبایی (از علمای قم)، همسر سید احمد خمینی، خواهر سید صادق طباطبائی و خواهر زاده امام موسی صدر و آیت الله سید محمد باقر صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران)

-حسن، یاسر ،علی. زهرا، صدیقه و فریده، فرزندان سید احمد خمینی و نوه های آیت الله خمینی

- حجت الاسلام سيدحسن خمينی، پسر ارشد مرحوم سید احمد خمینی نوه ارشد آیت الله خمينی، همسر خانم ندا موسوی بجنوردی و داماد آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی، عضو سابق شوراي عالی قضائي، عضو دفتر استفتائات آیت الله خمینی و عضو مجمع روحانيون مبارز)

سيدياسر خميني برادر سید حسن، همسر خانم حورا صدر و داماد سيدمحمد صدر (معاون اسبق وزارت خارجه خاتمی)

-سیدعلی خمینی، کوچکترین پسر سیداحمد خمینی و نوه پسری آیت الله خمینی، داماد آیت الله شهرستانی(داماد و نماینده آیت الله سیستانی در قم) و شوهر نوه آیت‌الله سیدعلی سیستانی

-نرگس، فرشته و احمد فرزندان سید حسن خمینی و نوه های پسری سید احمد خمینی

-زهرا مصطفوی(دبیرکل جمعیت زنان انقلاب اسلامی)، دختر ارشد آیت الله خمینی، همسر محمود بروجردی(معاون آموزش و پرورش در دولت موسوی و سفیر ایران در فنلاند در دوره خاتمی)

-مسیح و لیلی بروجردی فرزندان خانم زهرا مصطفوی و محمود بروجردی و نوه های دختری آیت الله خمینی

-خانم صدیقه مصطفوی، فرزند آیت الله خمینی و همسر مرحوم آیت الله شهاب الدین اشراقی

-زهرا، عاطفه، نفیسه، نعیمه، محمد تقی، علی و مرتضی اشراقی فرزندان خانم صدیقه مصطفوی و آیت الله شهاب الدین اشراقی و از نوه های دختری آیت الله خمینی

-خانم زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي(داماد آیت الله خمينی)، همسر محمد رضا خاتمی(دبیر سابق حزب مشارکت و برادر سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق)

-خانم نفیسه اشراقی، دختر خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس محمد صادق روحانی و نوه دختری آیت الله خمینی

-نعیمه اشراقی، دختر مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقی و خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس آیت الله جلال الدین طاهری(امام جمعه مستعفی اصفهان)

-مرتضی اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقی، همسر نوه دختری آیت الله محقق داماد و برادر زن محمد رضا خاتمی

-خانم فریده مصطفوی،دختر آیت الله خمینی و همسر محمد حسن اعرابی(بازاری)

-ليلي بروجردي(رئيس كميته بانوان و جوانان دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام ،وكيل دادگستری، مشاور انتخاباتی و کاندیدای وزارت خارجه محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، دختر زهرا مصطفوی، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر عبدالحسين سلطانی طباطبايي(فوق تخصص بيماريهاي قلب و عروق و استاديار دانشگاه تهران و برادر زن سید احمد خمینی)، مادر زن پسر محسن رضائی (فرمانده اسبق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات دهم)

-هدی و ضحی طباطبائی، فرزندان خانم لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی و نوه های دختری زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)

--هدی طباطبائی، دختر لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی، نوه دختری زهرا مصطفوی، عروس محسن رضائی(فرمانده پیشین سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام) و برادر زاده سید صادق طباطبائی(سخنگوی دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری)

-مسیح بروجردی، پسر محمود بروجردی و خانم زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینیداماد محمد ميرمحمدی(از اعضای بیت رهبری، نماینده قم در مجالس ششم و هفتم و دبیر کل حزب تمدن اسلامی)

-سید صادق طباطبائی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور در دولت مهدی بازرگان، معاون سیاسی نخست وزیر و سنخگوی دولت موقت و سرپرست نخست وزیری، مشاور محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، فرزند مرحوم آیت الله حاج سید محمد باقر سلطانی طباطبائی ، نوه پسری مرحوم آیت الله حاج سید صدرالدین صدر، خواهر زاده امام موسی صدر ،برادر خانم فاطمه طباطبایی(همسر سید احمد خمینی)، همسر خانم فاطمه صدر ،برادر مرتضی طباطبائی و عموی خانم هدی طباطبائی(عروس محسن رضائی) و همچنین دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)

-سید مرتضی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی)، برادر سید صادق طباطبائی، همسر فرشته اعرابی(دختر فریده خمینی و نوه دختری آیت الله خمینی)، خواهر زاده امام موسی صدر و عموی هدی طباطبائی و برادر زن سید احمد خمینی

-فاطمه طباطبائی(همسر مرحوم سید احمد خمینی) خواهر صادق طباطبائی، خواهرزاده‌ی امام موسي صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی)

-خانم فرشته اعرابی، تنها فرزند محمد حسن اعرابی و خانم فریده مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر سید مرتضی سلطانی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی) و دخترخاله خانم لیلی بروجردی (دختر زهرا مصطفوی)

-زهره صادقی همسر سيدمحمدخاتمي خواهرزاده‌ی امام موسي صدر، دخترخاله فاطمه طباطبائی(همسر سید احمد حمینی) و همچنین دختر خاله سید صادق طباطبائی

-سيدمحمد صدر(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون وزارت کشور موسوی و معاون وزارت خارجه خاتمی) پسرخاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی) و همچنین پسر خاله خانم فاطمه طباطبايي(همسر مرحوم سيد احمد خمينی)

-علیرضا و خانم فاطمه خاتمی، فرزندان خانم زهرا اشراقی و محمد رضا خاتمی

-خانم فاطمه خاتمی دختر محمد رضا خاتمی و خانم زهرا اشراقی، عروس سید صادق خرازی(برادر زاده کمال خرازی و سفیر سابق ایران در فرانسه) و برادر زاده محمد خاتمی(رئیس جمهور سابق)

-سيدمحمد خاتمي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اسبق اردکان در مجلس، وزیر فرهنگ و ارشاد میرحسین موسوی و رفسنجانی، رئیس جمهور سابق و عضو مجمع روحانیون مبارز) فرزند روح‌الله خاتمي، دائی عروس محمد هاشمیان، برادر زن محمد صدوقی، برادر محمد رضا خاتمی، دائی زن خواهر زاده هاشمی رفسنجانی و همسر خانم زهره صادقی

-سیدمحمد رضا خاتمي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون اسبق وزارت بهداشت در زمان ریاست جمهوری خاتمی، نايب رييس مجلس ششم و دبيركل جبهه‌ي مشاركت) برادر سيدمحمد خاتمی رييس جمهور سابق و پدر زن پسر سید صادق خرازی

-سیدصادق طباطبايي(سخنگوي دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری) فرزند سید محمد باقر سلطانی طباطبایی، خواهر زاده امام موسي صدر، برادر خانم فاطمه طباطبايي(همسر سید احمد خمینی)، دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)

-سیدصادق خرازی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی ستاد انتخاباتی خاتمی، معاون اسبق وزارت خارجه و سفیر اسبق ایران در فرانسه در زمان ریاست جمهوری خاتمی)، فرزند سید محسن خرازی ،برادر سید محمد باقر خرازی، برادر زاده سید کمال خرازی، پدر داماد محمدرضا خاتمي و برادر زن حجت الاسلام مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری و همچنین پدر همسر نوه آیت الله خميني و برادرزاده سيدمحمد خاتمی

- حجت الاسلام سیدمحمد باقر خرازی (از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران و مدیر مسئول روزنامه حزب الله) برادر سید صادق خرازی و برادر همسر مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری

-آیت الله سیدمحسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری) پدر سید صادق خرازی، برادر سید کمال خرازی و پدر زن سید مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری

-محمدرضا تابش(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اردکان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس)، برادر علیرضا تابش(رئیس اسبق دفتر وزیر ارشاد خاتمی) و خواهرزاده ی سید محمد خاتمي(رئیس جمهور سابق)

-سیدكمال خرازي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، وزير خارجه خاتمي و رئيس کنونی شوراي راهبردي روابط خارجي منصوب رهبری) عموي عروس مقام رهبری، برادر سید محسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری)، عموی سید محمد باقر خرازی(دبیرکل حزب الله ایران)

- حجت الاسلام سیدمسعود خامنه‌اي فرزند مقام رهبری، داماد آیت الله سید محمدباقر خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران، از مدرسين حوزه علميه قم و شوهر خواهر سیدصادق خرازي معاون وزير امور خارجه دولت خاتمي)

- حجت الاسلام سید مصطفی خامنه‌ای، فرزند مقام رهبري، داماد عزیز خوشوقت از طیف موسوم به اصولگرا

-محمدحسین خوشوقت(مديركل رسانه ها و مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خاتمي و مدیر مسئول کنونی سایت فرارو)، فرزند عزیز خوشوقت و برادر زن مصطفی خامنه ای(فرزند مقام رهبری)

- حجت الاسلام محمدي گلپايگاني(رئيس دفتر مقام رهبری)، پدر شوهر خانم بشری خامنه ایدختر مقام رهبری

- حجت الاسلام شیخ علی تهرانی همسر خانم سید بدریه خامنه ای(خواهر مقام رهبری)

-مهدي احمدی(عضو سابق شوراي مركزي طيف شيراز تحكيم و از طیف موسوم به اصلاح طلب)، داماد محسن رضائی

-سید حسن خامنه ای (رییس بازرسی وزارت نفت در دوران هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد)، برادر مقام رهبری و هادی خامنه ای(نماینده مجلس ششم، از طیف موسوم به اصلاح طلب و صاحب امتیاز روزنامه حیات نو)

-حسن خجسته باقرزاده برادر زن مقام رهبری معاون سابق سازمان صدا و سيما در امور صدا، نايب رئيس اتحاديه راديو تلويزيون‌هاي آسيا و اقيانوسيه (ABU) در سال 2007 و معاون نظارت و برنامه ریزی صدا و سیما

-غلامعلی حدادعادل(از طیف موسوم به اصولگرا، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، رييس مجلس هفتم، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم و مشاور مقام رهبری) پدر زن مجتبی خامنه ای فرزند مقام رهبری

- حجت الاسلام هادي خامنه‌ایاز طیف موسوم به اصلاح طلب عضو مجمع روحانيون مبارز برادر مقام رهبری

-مریم خاتمی خواهر سید محمد خاتمی و همسر محمد علی صدوقی امام جمعه و نماینده مقام رهبری در استان یزد

-زهرا اشراقي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، دختر آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي و نوه‌ی دختری آیت الله خمينی، همسر محمد رضا خاتمی و خواهر زاده مرحوم سید احمد خمینی

- حجت الاسلام محمدعلي صدوقي(نماينده‌ي ولي فقيه و امام جمعه‌ یزد و معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دوره محمد خاتمی)، فرزند شهید آیت الله صدوقی، شوهر بی بی مریم خاتمی (خواهر محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران) و پدر زن محمد هاشمیان(خواهر زاده رفسنجانی)

- حجت الاسلام حسين هاشميان امام جمعه سابق رفسنجان، پسر عمو و شوهر خواهر اکبر هاشمی رفسنجانی و پدر داماد حجت الاسلام محمد صدوقی(شوهر خواهر محمد خاتمی)

محمد هاشمیان امام جمعه کنونی رفسنجان و نماینده رفسنجان در مجلس هشتم و رئیس فراکسیون اقلیت، فرزند حسین هاشمیان، خواهر زاده هاشمی رفسنجانی، داماد محمد صدوقی(امام جمعه یزد و شوهر خواهر محمد خاتمی) و شوهر خواهر زاده محمد خاتمی

- حجت الاسلام علی هاشمیان(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده رفسنجان در مجلس ششم و مدیرعامل سابق شرکت پسته کرمان) برادر زاده حجت الاسلام هاشمی رقسنجانی

-محمد هاشمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو شورای مركزي حزب كارگزاران، رئیس سابق صدا و سیما و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) برادر اکبر هاشمی رفسنجانی

-حسین مرعشی (از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی حزب کارگزاران رئیس دفتر رئیس جمهور و استاندار کرمان در دوران ریاست جمهوری هاشمی، نماینده مجلس ششم و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دوران خاتمی) برادر عفت مرعشی(همسر حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی) و دائی فائزه، فاطمه، یاسر، محسن و مهدی هاشمی رفسنجانی

-فائزه هاشمی رفسنجانی(از حزب کارگزاران و دبيركل سابق سازمان ملي المپيك) و فاطمه هاشمی(رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه)،خواهران محسن ‏هاشمی(رئیس شرکت متروی تهران)، مهدی هاشمی(مدیر ‏سابق موسسه بهینه سازی سوخت وزارت نفت) و یاسر هاشمی، همگی فرزندان حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی(رئیس اسبق مجلس، رئیس اسبق جمهوری و رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و به ترتیب همسران حميد و سعيد لاهوتی (فرزندان آیت الله حسن لاهوتی)

-سیدمحمد حسینی (اهل کرمان ،از طیف موسوم به اصولگرا، نماینده مجلس پنجم، قائم مقام وزیرعلوم و وزیر کنونی ارشاد) برادر سیدمحمود حسینی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس، دبیر سرویس علمی پژوهشی روزنامه سلام و همچنین برادر سیدحمید حسینی(مدیر عامل شرکت مرآت نمایندگی انحصاری "سوپرا"،...و صادر کننده فرآورده هاي نفتي و رئيس هيات مديره اتحاديه صادر کنندگان فرآورده هاي نفتي).

 -اسفندیاررحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، مشاور و رئیس دفتر احمدی نژاد و پدر زن مهدی پسر احمدی نژاد

-حجت الاسلام مجید انصاری(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده مجلس ششم و عضو مجمع تشخیص مصلحت و نماینده سابق خبرگان رهبری)، برادر حمید انصاری (قائم مقام دفتر حفظ آثار امام خمینی)

-مسعود حجاریان کاشانی(معاونت مهندسي وزارت سپاه ،ریاست دانشگاه امام حسين (ع) و معاونت اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان) برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)

- حجت الاسلام سيد علی اکبر محتشمی پور(از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز ، وزیر اسبق وزارت کشور و نماینده مجلس ششم)، پسر عموی همسران مصطفیتاج زاده(خانم فخرالسادات محتشمی پور) و مرتضی رفیقدوست

-مرتضی رفیقدوست(از شرکای فاضل خداداد که در جریان رسیدگی به پرونده 123 میلیارد تومان اختلاس به حبس ابد محکوم شده بود)، برادر محسن رفیقدوست (وزیر سابق سپاه و رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان) باجناق علی اکبر محتشمی

-مرحوم آیت الله محی الدین فاضل هرندی (قاضی شرع اسبق شهر قائن، قاضی شرع و رئیس اسبق دادگاه انقلاب اسلامی استان سیستان و بلوچستان، نمایندگی مقام رهبری در ستاد مرکز هیات های هفت نفره ،نماینده اسبق مردم اقلید فارس و اصفهان در مجلس شورای اسلامی) دائی حسین صفار هرندی و مصطفی تاجزاده (از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای شاخص سازمان مجاهدین خلق و حزب مشارکت)

-سیدمصطفی تاج زاده(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و معاون عبدالله نوری وزیر اسبق کشور)، باجناق مرتضی رفیقدوست و خواهر زاده محی الدین فاضل هرندی و پسر دائی حسین صفار هرندی (سردبیر و قائم مقام سابق روزنامه کیهان و وزير سابق ارشاد احمدی ‌نژاد)

-آیت الله احمد جنتی(دبیر شورای نگهبان، عضو مجمع تشخیص مطلحت نظام و عضو خبرگان رهبری)،پدر علی جنتی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور و معاون اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد و سفیر سابق ایران در برخی از کشورهای عربی) و پدر حسین جنتی(مسئول دفتر جنبش مجاهدین خلق در اصفهانو از سران سازمان مذکور که در درگیری با پاسداران کشته شد و فاطمه همسر وی نیز هم اکنون جزء سران مجاهدین خلق در خارج از کشور می باشد)

-آیت الله محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبري و رييس موسسه ي آموزشي امام خميني)

-علي لاريجاني(فرزند آيت‌الله ميرزا هاشم آملي، متولد نجف، از طیف موسوم به اصولگرا، وزیر اسبق ارشاد اسلامی، رئیس سابق صدا و سیما و نماینده قم و رئیس فعلی مجلس)، داماد شهيد مرتضی مطهری،برادر زن علی مطهری نماینده تهران ،برادر جواد(متولد نجف، معاون اسبق وزارت خارجه و مشاور عالي رييس قوه‌ي قضاييه) و حجت الاسلام صادق(متولد شهر نجف ، عضو سابق شوراي نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبري و رئیس کنونی قوه قضائیه وداماد آیت اللهوحید خراسانی) و برادر مجمد باقر(رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران) و نیز برادر فاضل لاريجاني(سفیر سابق ایران در کانادا و از دست اندرکار فعلی وزارتخارجه) و برادر زن مصطفی محقق داماد

- حجت الاسلام علی اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری(رئیس اسبق مجلس و وزیر اسبق کشور و رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، داماد رسولی محلاتی( از اعضای دفتر آیت الله خمینی و مقام رهبری)، باجناق عباس آخوندی( معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت ناطق نوری و وزیر مسکن دوران هاشمی رفسنجانی همزمان با ریاست ناطق بر مجلس)، برادراحمد ناطق نوری(نماینده شش دوره مجلس از شهرستان نور و محمود آباد و رئیس فدراسیون بوکس) و باجناق سید محمدعلی شهیدی(مدیر کل وزارتخارجه خاتمی و معاون سابق کنسولی، مجلس و امور ایرانیان وزارت خارجه دوره احمدی نژاد)

-حجت الاسلام پارسا (معاون وزیر اطلاعات در زمان وزارت دری نجف آبادی)، داماد آیت الله مهدوی کنی و باجناق پسر حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری

-مرحوم آیت الله صادق خلخالی، پدر زن حجت الاسلام اسدالله کیان ارثی(نماینده فریدن و فریدون شهر در دوره های اول و ششم مجلس و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز)

ـداوود احمدی‌نژاد (رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری)، برادر محمود احمدی‌نژاد

ـحسین شبیری(رئیس صندوق مهر رضا)، همسر پروین احمدی نژاد پروین احمدی‌نژاد (عضو شورای شهر تهران و معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری)، خواهر احمدی‌نژاد

-خانم فاطمه كروبی (دبير كل مجمع اسلامی بانوان و رئیس اسبق بیمارستان خاتم الانبیاء)، همسر حجت الاسلام مهدي كروبی(امین الحاج آیت الله خمینی ،سرپرست اسبق امور حجاج ایرانی، رئیس اسبق بنیاد شهید، عضو شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس اسبق مجلس و دبیرکل حزب اعتماد ملی)

- مصطفی معين(نماینده اسبق مجلس و وزير اسبق علوم)، داماد آيت الله دستغيب

-مجتبی هاشمي ثمره(رییس سابق ستاد انتخابات کشور، مشاور عالي و دستیار ویژه محمود احمدي نژاد)، خواهر زاده‌ی محمد جواد باهنر(نخست وزیر شهید رجائی) و محمدرضا باهنر(نايب رييس مجلس هفتم و هشتم) و برادر مهدی هاشمی ثمره(معاون بازرسي و مديركل حوزه وزارتي وزارت نيرو) و عبدالحمید هاشمی ثمره(معاون وزارت صنایع) و برادر شوهر خانم قند فروش(مشاور خانواده وزیر کشور)

-محمد حسین موسي‌پور(معاون پارلماني وزير كشور)، داماد خواهر محمدرضا باهنر

-كامران دانشجو(استاندار اسبق تهران، معاون سابق سیاسی وزارت کشور و وزیر کنونی علوم و تحقیقات و فناوری)، برادر فرهاد دانشجو (رئیس دانشگاه تربیت مدرس) و برادر خسرو دانشجو(عضو و سخنگوی شورای شهر تهران)

- حجت الاسلام محمد محمدي‌نيك ري‌شهری (وزیر اسبق اطلاعات، دادستان اسبق ويژه روحانيت، دادستان اسبق كل كشور و سرپرست حجاج ايراني)، داماد آيت‌الله مشكيني

- حجت الاسلام عیسی ولائی(مدیر کل حقوقی ریاست جمهوری خاتمی)، داماد مرحوم آيت الله محمدرضا توسلي محلاتی(رئیس دفتر آیت الله خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)

-صادق محصولی(وزیر کشور سابق و وزیر رفاه پیشنهادی ایندوره احمدی ‌نژاد، باجناق علی اکبر ولايتي (وزير خارجه اسبق و مشاور مقام رهبری)

-حجت الاسلام سیدابراهیمیرئیسی(معاون اولقوه قضائیهداماد حجت الاسلام احمد علم الهدی (امام جمعه مشهد)

-خانم فاطمه جوادی (معاون سابق رئيس‌جمهور و رئيس سازمان محيط زيست)، فرزند اسماعيل واعظ جوادی آملی و برادر زاده آيت‌الله جوادي آملی (از اساتيد حوزه علميه قم)

-آيت الله حائری شيرازی، نوه آيت الله سيد نورالدين حسنی شيرازی، داماد آيت الله خزعلی و شوهر خاله رضازاده (استاندار فارس و رئیس اسبق شركت آب و فاضلاب استان فارس)، پدر محمدحسن حائری

-عبدالله جاسبي(رييس دانشگاه آزاد)،شوهر خواهر علی عباس پور(نماينده تهران و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در دوره های هفتم و هشتم مجلس)

- حجت الاسلام محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد آیت اله مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبری و رييس موسسه آموزشي امام خميني).

-سید عطاء الله مهاجرانی(از طیف موسوم به اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران، معاون نخست وزیر در امور حقوقی و پارلمانی و معاون معاون رئیس جمهور در امور حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دولت هاشمی رفسنجانی، همسر خانم جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم) و شوهر خواهر حجت الاسلام محسن کدیور

-مسعود حجاریان کاشانی(معاون مهندسي وزارت سپاه ،رئیس سابق دانشگاه امام حسين (ع) و معاون  اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان)، برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)

-اسفندیار رحیمی مشایی(رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس کنونی دفتر نهاد ریاست جمهوری)، پدر زن پسر محمود احمدی نژاد

-خانم اشرف بروجردی(از طیف موسوم به اصلاحطلب، مدیر کل اسبق امور زنان وزارت کشور و معاون اجتماعی اسبق وزیر کشور در دوره خاتمی)، خواهر علاء الدین بروجردی(از طیف موسوم به اصولگرا، معاون اسبق وزارت خارجه در زمان ولایتی و سه دوره نماینده بروجرد در مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس هفتم و هشتم)

-حسن کامران(نماينده اصفهان در مجالس هفتم و هشتم)، همسر خانم نیره اخوان بیطرف(نماینده اصفهان در دوره های هفتم و هشتم مجلس) و باجناق حسيني (نماينده زابل در مجلس هفتم)

-حجت الاسلام حسن طائب(مسئول اسبق سپاه قم و خراسان، معاون ضد جاسوسی اسبق وزارت اطلاعات در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی و وزارت علی فلاحیان، معاون سابق فرهنگی ستاد مشترك و فرمانده سابق دانشكده فرهنگی دانشگاه امام حسین، معاون سابق هماهنگ ‌كننده دفتر مقام رهبری، فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج و معاون کنونی اطلاعات کل سپاه پاسداران)، داماد حجت الاسلام حسینی معروف به "حسینی اخلاق در خانواده" و باجناق سيد حسين شاهمرادي(رئيس سابق ستاد بقاع  متبركه و بناهاي  مذهبي و مشاور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری)

-حجت الله غنيمي‌فر(مدیر کل سابق امور بین الملل شرکت نفت ومعاون کنونی مدیر عامل شرکت ملی نفت در امور سرمایه گذاری)، عموی کریم ارغنده‌پور(عضو شوراي مركزي جبهه‌ی مشاركت)

-سعيد شريعتي(عضو شورای مركزي جبهه‌ی مشاركت) داماد علی شكوری‌راد(نماینده مجلس ششم و عضو شوراي مركزی جبهه‌ی مشاركت)

-محمد قوچاني (سردبیر روزنامه های شرق و اعتماد ملی)، داماد عماد الدین باقی(از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی و حقوق بشر(

-علي افشاری(عضو سابق شوراي مركزي تحكيم)، داماد خانم فريبا داوودي مهاجر(روزنامه‌نگار و دبير انجمن روزنامه‌نگاران جوان

 


Comments [0]

Comments [0]

معرفی کمونیست های ایرانی


و معرفی کمونیست های ایرانی


بارها شده که برخی مسلمانان به من به دلیل بیخدا بودنم و نوشته هایم بر ضد دین، برچسب کمونیست بودن را زده اند!! برای یک مسلمان شستشوی مغزی شده ، بیدینی یا بیخدایی مساویست با کمونیسم!! به هرحال از کسی که حتی تاریخ دین خودش را هم نخوانده است انتظاری نمیرود که بیش از این هم درک داشته باشد
.

من نه تنها کمونیست نیستم بلکه از مکتب کمونیسم فراری و گریزانم. چون پدرم درگذشته کمونیست بود (و خوشبختانه خیلی سریع آن را کنارگذاشت) و دوستان چپ او بارها جلسات خودرا درمنزل ما برگزار میکردند. به همین دلیل من بطور کامل با طرزتفکر و منش این قشر آشنا هستم و قصد دارم در این پست آنرا برای نسل جوان موشکافی کنم.

 

به گفتار رضا فاضلی در پيوست گوش بدهيد:

 

)بهمراه سخنانی از رضا فاضلی برای ثبت در تاریخ درمورد ایران)

 

 

 

تاریخچه جنبش های چپ در دنیا و موشکافی دقیق جنبش چپ دانشجویی در حال حاضر درایران

(در این فایل همچنین نظرات یک دانشجوی چپ را خواهید شنید و شنیدنش به تمام جوانان چپ توصیه میشود )

 

 

 

در زمان محمدرضاشاه فقید ، چپ بودن یک نوع روشنفکربودن به حساب میامد و بهمین دلیل بخصوص در کنفدراسیون خارج از کشور و گروههای زیرزمینی داخل ایران شدیدا جوانها جذب این گروهها میشدند.


شاه فقید هم بجای اینکه فضا را باز بگذارد تا پوچی این تفکر مشخص شود سعی داشت با زور این آلودگی را از بین ببرد که طبعا هیچ کاری با زور پیش نمیرود.دقیقا همان اشتباهی که شاه در مورد اسلام و خمینی هم کرد و اجازه نداد مردم آزادانه کتابهای این بیمار روانی نفرت آور را بخوانند و چهره کریه و ذهنیت عقب مانده او را بشناسند.

 

 

به فايل مهم رضا فاضلی گوش کنيد:   شباهت چپی با آخوند !! – رضا فاضلی

 

 

یک کمونیست باید یک پکیج (package)کلی را میپذیرفت تا کمونیست شناخته شود . یکی اینکه بیدین و بیخدا شود و بگوید "دین افیون توده هاست" !!! دوم اینکه بگوید برابری و برادری و ...

 

این مسئله خیلی شبیه به قسم خوردن مهاجرین امریکا برای سیتیزن شدن است.اکثر کمونیستهای نسل گذشته بخاطر اینکه بسرعت وارد این فضای روشنفکری!!!شوند بلافاصله این پکیج را روی خود پیاده میکردند بدون آنکه از درون و بصورت ریشه ای در آنها تغییری حاصل شده باشد. نتیجه اش هم اینست که بعد از ورود جمهوری اسلامی بسیاری از همین کمونیستها نماز خوان و نوکر خمینی شدند و به حزب اللهی ها پیوستند که نمونه هایشان در بین دوستان پدرم بسیار زیاد بود.

 

علت اتحاد و شباهتهای کمونیسم و اسلام از نظر تاریخی رضا فاضلی

 

شعار کمونیستها نجات زحمتکشان ! است و شعار اسلام نجات مستضعفان!! اما در عمل هر دو مرام باعث سیه روزی و بدبختی پیروانشان شدند و همیشه هم ایندو با هم سازش دارند!!! که دلیل آنرا در فایل فوق خواهید شنید و خواهیددید که آیا واقعا مرام چپ درد زحمتکشان را دارد یا نه...!!

 

اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه!!!

 

یکی از خصوصیتهای بارز کمونیسم، یکی دیکتاتوری شدید و دیگری اتحاد بی چون و چرای او با حکومتهای فاسد و بخصوص اسلامی است!!

 


رهبران کمونیست در دنیا همگی دیکتاتور بوده اند . نمونه بارز آنها استالین ، فیدل کاسترو و هوگوچاوز و کیم ایل سونگ را میتوان نام برد که نه تنها پوست مردم خودشان را کندند بلکه دائما با حکومتهای فاسدی از قبیل جمهوری اسلامی در ارتباط بوده و هستند.

 

جامعه بی طبقه خمینی و استالین !! و تشابهات این دو نفر رضا فاضلی

 

 

 

تمام کشورهای کمونیستی با جمهوری اسلامی همواره رابطه داشته اند و آن را حمایت کردند. سران جمهوری اسلامی هم به دلایل نامعلوم!! اسلام و قرآن را زیر پا نهادند و با این بیخدایان(!) ارتباط تنگاتنگ داشتند. یکی نبود از آن خمینی کفتار یا هریک از آخوندهای حکومتی بپرسد تو چگونه از اسلام دم میزنی و زیرزیرکی با روسیه مرتبط هستی؟

 

 

محمدرضاشاه همواره از این دو گروه عقب مانده بعنوان ارتجاع سرخ ( چپی ها) و ارتجاع سیاه (مسلمانهای افراطی) یاد میکرد و میگفت که ایندو دشمنان ایران هستند و از اتحاد عجیب و غریب ایندو بعنوان اتحاد نامقدس ارتجاع سرخ و سیاه نام برد که بعدا همگی فهمیدیم که چقدر درست میگفت.

 

او درست میگفت. ولی باید اجازه میداد مردم هم این را لمس کنند. اما او با محدود کردن مردم آنها را نسبت به این دو عفونت تشنه تر و تشنه تر کرد و مردم هم بدلیل نادان بودن و کتاب نخواندن ، خیلی راحت به چنگ این دو هیولاافتادند و سرانجام اتحاد نامقدس سرخ و سیاه کار خود را کرد...

 

 

نسل گذشته (جوانهای دهه 30 و 40) انسانهایی بسیار کوته بین بودند و فکرمیکردند شاه اشتباه میکند. نهایتا همین نسل نادان بود که به دام ارتجاع سرخ و سیاه افتاد و آینده نسلهای بعداز خودرا به لجن کشید.

 

 

اما گذشت زمان این اتحاد سرخ و سیاه را به ما نشان داده است

 

اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه پری صفاری

 

نمونه کوچک این مسئله هم کمونیستهای ایرانی و خصوصا توده ایها هستند.

توده ای ها کثیف ترین و خیانتکارترین قشر جامعه ایران بوده و هستند. رییس آنها نورالدین کیانوری خائن که فقط عقده از شاهنشاهی داشت بعداز ورود خمینی نه تنها خودش بلکه همه همفکرانش غلام حلقه بگوش خمینی و سایر آخوندها شدند و موجبات قلع و قمع شدن بسیاری از گروههای مخالف خمینی را فراهم آوردند. ( نمونه اش لو دادن افسران شاهنشاهی در ماجرای "نوژه" که باعث تداوم جمهوری اسلامی و ریخته شدن خون تمام آن مردان شجاع و گرانبهای سرزمین ما بود)

 

 

 

 

 

 

 

خوشبختانه بدلیل اینکه نسل جوان و باشعور ایران هیچکونه گرایشی به این توده ای های گندیده نداشته است این گروه دیگر فقط یک سری پیر و پاتالهای پوسیده هستند که هنوز هم دست از خیانت به ایران برنمیدارند و حتی در این مبارزات اخیر جوانهای ایران که دارد باعث تزلزل حکومت اسلامی میشود این پوسیده های متعفن توده ای آنچنان هول شده اند که از هر طریقی میخواهند این جریان را به خاموشی بکشانند. نمونه بارز این دایناسورهای توده ای عفونت بار ، فرخ نگهدار میباشد که عملا نماینده جمهوری اسلامی در خارج از کشور شده است..

 

سکوت و همدستی چپ ها در قتل عام ایرانیان پس از انقلاب بهروز صوراسرافیل

کمونیستهای ایرانی ( توده ایها )

کمونیستهای ایرانی (توده ای ها) انسانهای یخ زده ، مستبد ، نسبتا خشن و کم مایه ای بودند که متاسفانه بدلیل خواندن یکی دو کتاب از مارکس تصور میکردند علامه دهر شده اند . درحالیکه به شدت از نظر اجتماعی عقب مانده و متحجر هستند و زندگیهای آنها هم اغلب دارای انواع نابسامانیهاست که بدلیل تفکر پوسیده خود، آن نابسامانیها را به خانواده خود هم تحمیل میکنند

 

 

کمونیستها (توده ایها)ی نسل قبل را به راحتی میتوان از ظاهرشان شناخت.

 

 

زنهایشان غالبا بدون آرایش و گاه ژولیده در جامعه ظاهر میشوند و مردهایشان هم اکثرا سبیل استالینی یا ریش مضحکی دارند که البته این مورد بیشتر مربوط به نسل پدرومادرهای ماست و در نسل جدید کمترشده است.

 

 

کافیست برای اینکه حرف من اثبات شود نگاهی به کانالهای ماهواره ای شان بیندازید. مردهایشان اکثرا لهجه دهاتی دارند و زنهایشان خود را مثل "جن" درست میکنند و جلوی دوربین میایند. مثلا میخواهند بگویند ما خیلی ساده زی و طرفدار طبقه تهیدست هستیم!!!

 

 

طرز تفکر روشنفکران چپ طرفدارزحمتکشان! از زبان فرزند یک زحمتکش! – رضا فاضلی

 

 

 

پدربزرگ خود من در جوانی بدلیل اینکه احساس روشنفکری کند به کمونیستها پیوست و همیشه ادعا میکرد که یک بیخداست. درحالیکه وقتی به سن هشتاد و پنج سالگی رسید در سوگ از دست دادن یکی از بستگانش یک متن خطاب به آن شخص نوشت و در آن گفت " میدانم که الان خداوند (!!!) ترا در بهشت برین (!!!!) جای داده است"

 

خیلیها از این طرز تفکر جدید پدربزرگم شگفت زده شدند اما برای من جای شگفتی نبود چون میدانستم او هم مثل بقیه کمونیستهای ایرانی(توده ایها) ، در جوانیش بدون هیچ کنکاش و تحقیقی این پًکِــیـج کمونیسم را پذیرفته و چون آنها گفته بودند "خدا نیست" بنابراین او هم مثل یک طوطی همان را یک عمر برای دیگران بلغور میکرد درحالیکه در ناخودآگاهش چیز دیگری بود.

 

 

دقیقا به همین دلیل بود که این گروه خیلی سریع کاسه لیس خمینی شدند و از مواضعشان کوتاه آمدند و به راحتی زیر بیرق اسلام رفتند. فایل زیر گفته های آیت الله کیانوری! کثیف در تجلیل خمینی متعفن و مقالات احسان طبری تهی مغز را خواهید شنید که سعی میکند اسلام و کمونیسم را به هم بچسباند!!

 

مقالات سران حزب توده برای پیوند اسلام و سوسیالیزم!! - رضا فاضلی

 

(ببینید و بشنوید چطور کیانوری و طبری اسلام و خمینی را پرستش میکنند )

 

 

 

 

کشورهای بدبخت کمونیست!!

 

 

کمونیسم یک مکتب عقب مانده و شکست خورده است . شما هیچ کشور کمونیستی را نمیبینید که مردمش خوشبخت باشند. از شوروی و کوبا و ونزوئلا گرفته تا کره شمالی که مردمش علف میخورند و چین که مردمش انقدر از ظلم و دیکتاتوری این سرزمین فرار کرده اند که هرجای دنیا و به هرکشوری که میروید میبینید که پر از چینی است.

 

 

در کشورهای کمونیستی (چپ) چه خبر است؟؟ و چرا چپی های ایران به کشورهای غربی! میروند؟!! – رضا فاضلی

 

(در اینجا رضافاضلی نازنین تجربه جالب خود را از دیدارش از کشورهای کمونیستی و جوامع بی طبقه! بیان میدارد)

 

 

کشورهای کمونیستی با مردمشان خشن برخورد میکنند. چون مکتبشان خشن است و این خشونت را شما در افراد توده ای به وضوح میبینید. دوستان پدرم حتی در برخورد با خانواده خودشان خشونت و دیکتاتوری عجیبی به خرج میدادند و از خریدن وسایل مدرن خودداری میکردند!! که وانمود کنند خیلی خوب دارند به حرفهای مارکس عمل میکنند.

 

آیا برابری و جامعه بی طبقه در دنیا قابل اجرا و منطقی است؟ - رضا فاضلی

 

جا دارد که دوستان کمونیست، یک بار پیش خود بیاندیشند که چرا همه کشورهای کمونیست بدبخت و دیکتاتور زده هستند؟ فایل زیر را بشنوید تا ببینید جریان چیست

 

شرحی از بدبختی و سیاهی وضعیت درون کشورهای کمونیستی از یک شاهد عینی

 


Comments [0]

Human Rigths





Comments [0]

فرهنگ نامهای ایرانی

(download)

با درود بر همه هم میهنان گرامی

چندی پیش یک سرهنگ بازنشسته از روزگار روشن میهنمان که امروز ایستاده تر از هر ایستاده ایست ، یک فرهنگ نامه نامهای ایرانی را که برای 43
سال پیش می باشد را
 به همرزمانمان در گارد جـاويدان خراسان بزرگ هدیه داد که بسیار ارزشمند است. از اینرو ما آنرا اسکن کرده تا در دسترس دیگر ایرانیان نیز بگزاریم. این دفتر از آنرو دارای ارزش ویژه ایست که می توان گفت از آغاز دوران آزادیخواهی(مشروطیت) از نخستین تلاشها برای گردآوری نامهای ایرانیست و درآن با نامهایی بر می خوریم که در جاهای دیگر کمتر می بینیم. چاپ این دفتر آنهم در خرداد ماه 43 سال پیش بسیار شایسته ارزش گزاریست. ما نمی دانیم که استاد نویسنده و گردآورنده بزرگ این فرهنگ نامه با نام؛
* محمد لوی عباسی * امروز روان نیکش هنوز بر پیکر پاکش آشیان دارد یا نه. ولی با همه هستی خود برای ایشان در هر کرانه ای از هستی آفریدگار که باشند بهترین آرزوها را داریم و میوه تلاش او را امروز با مهر در
آغوش می گیریم

 امید است خانواده های گرامی نامهایی که شایسته میهن و نام ایرانیست را بر
نوگلان خود برگزینند.

 هر ایرانی ، یک گیتیست

 هر ایرانی یک کهکشان است

 هر ایرانی یک خورشید است

 بیاییم با برگزیدن نامهای زیبای ایرانی ، شومی چرکین و آلوده نامهای بیگانه و آدمکشان و هرزگان و ددمنشان را که 1400 سال به زور بر میهنمان سایه انداخته را به دور اندازیم و برای کودکانمان که ما را و ایران را برای زیستن برگزیده اند ، میزبانی خوبتر باشیم با نخستین گام آن که برگزیدن نامهای خورشید نشان ایرانیست.

ایرانی برای فرزندات نامهای ایرانی برگزین که با این کار از آغاز دریچه ای
 

بس بزرگ را به سوی آینده شکوفاتر او و میهن می گشایی

به اميد پيروزي نيـــــــكي بر پليدي

ســـيمرغ بـيداري ايـرانيان

 

 

Comments [0]

تقويم جنسي اسلامی

ه همت اداه ارشاد اسلامي قم:

تقويم جنسي هم به بازار آمد

اسفنديار صفاري

۱۱ اسفند ۱۳۸۴

تقويم جنسي هم به بازار آمدچند روز پس از انتشار تقويمي از سوي بنياد بين المللي الغدير که در آن هيچ يک از مناسبت هاي ملي و حتا 12 فروردين و 22 بهمن نيز ذکر نشده اند، يک موسسه انتشار کتب مذهبي در قم اقدام به انتشار اثري با نام "تقويم زناشويي" کرده که اختصاص به توصيه هاي جنسي منسوب به پيشوايان مذهبي شيعه دارد. انتشار چنين آثاري با مجوز وزارت ارشاد در حالي صورت مي گيرد که از آغاز به کار حسين صفار هرندي به عنوان وزير ارشاد، موجي از محدوديت و سانسور حوزه نشر کتاب و مطبوعات را در بر گرفته است.

اثر بي نظير ارزشي

هفته گذشته اثري در قم منتشر شد با جلد چهار رنگ و صفحات داخلي دو رنگ تحت عنوان "تقويم زناشويي". اين کتاب که در تيراژ صد هزار جلد به چاپ رسيده، در قم گردآوري، تنظيم، طراحي و با مجوز ارشاد اسلامي قم،منتشر شده است. ناشر اين تقويم، که يکي از مراکز مورد حمايت دولتي و قضايي است، با اشاره به داشتن حق كپي رايت مندرجات اين تقويم، نسبت به كساني كه قصد اقتباس و يا استفاده از مطالب آن را كه از حليه المتقين و رساله هاي عمليه مراجع، گرفته شده هشدار داده است. حليه المتقين مجموعه اي از روايات درباره مسائل مختلف مذهبي است که بخشي آن به مسائل جنسي اختصاص دارد و بسياري از کارشناسان ديني، بخش بزرگي از مندرجات آن را نامعتبر مي دانند.

در تقويم زناشويي، چهار بخش در بين فصول مختلف در نظر گرفته شده كه نگاه به آن خالي از لطف نيست. بخش اول به موضوع خواستگاري اختصاص دارد، و پس از يک مقدمه کوتاه، تعريف خواستگاري به روايتي از امام صادق در باره نماز و دعاي خواستگاري امدهو از قول امام صادق گفته شده است: "هرگاه كسي اراده خواستگاري نمايد دو ركعت نماز بگذارد و حمد و ثناي الهي گويد و دعايي كه از صفحه 93 حليه المتقين نقل شده بخواند." در اين بخش همچنين ضمن "نهي انجام عمل جنسي در روزهاي قمر در عقرب" و تاكيد بر نهي عمل آن در ساير روايات اسلامي، در مورد ملاك انتخاب همسر روايتي نقل شده مبني بر اينکه: "زن باكره اي را بخواهيد كه فرزندان بسيار بياورد و سرينيش بزرگ باشد."

بخش دوم به بحث درباره آميزش جنسي اختصاص دارد، و با نقل رواياتي آمده: "هنگام آميزش با همسر فوري بر روي او قرار نگيريد و عمل دخول را انجام ندهيد" بلکه "پيش از آن با لمس زن، با او بازي و خوش طبعي كنيد زيرا اين عمل آميزش را براي شما پاكيزه تر و گواراتر مي كند." در اين بخش توصيه شده كه "هنگام دخول روبه قبله و يا پشت به قبله نباشيد" و با نهي آميزش به شكل ايستاده آورده است: "چهارپايان اين گونه جماع مي كنند و اگر فرزندي در آن هنگام بهم رسد مانند الاغ بر تخت خود بول مي كند."

در اين کتاب همچنين آميزش در شب اول ماه رمضان مستحب دانسته شده اما "فرزند حاصل از آميزش در شب عيد قربان را داراي شش و يا چهار انگشت در دست" دانسته و توصيه كرده "براي اينكه فرزند چشم چپ نشود به هنگام بعداز ظهر جماع نكنيد." "پشت بام و زير درخت ميوه دار "از جمله مکان هايي است که در اين تقويم به عنوان مكان هاي نامناسب براي آميزش ذكر شده و "فرزند حاصل از آميزش بر روي پشت بام را فرزندي منافق" و "فرزند حاصل از آميزش زير درخت ميوه دار را جلاد، آدمكش و يا كاهن و جادوگر "توصيف كرده و "فرزند حاصل از جماع در برابر نور خورشيد را همواره در نكبت و فقر" توصيف كرده است.

بخش سوم تقويم زناشويي به تغذيه جنسي پرداخته و به معرفي مواد غذايي كه شهوت را زياد مي كند پرداخته است كه برخي از نمونه هايش چنين اند:
"خوردن انار نطفه مرد را زياد مي كند و فرزند را زيبا مي گرداند."
" انجير را خشك و تر بخوريد كه جماع را مي افزايد."
"پياز بخوريد كه سه خاصيت در آن هست بوي دهان را پاك مي كند، لثه را محكم مي نمايد و بر نطفه و قدرت جماع مي افزايد."
"خوردن تره بعد از غذا مدر حيض، مقوه كمر و محرك باه مي باشد و نيروي جنسي را تحريك مي كند."
"دم كرده گياه زعفران محرك قوه جنسي مي باشد."
"روغن زيتون نطفه مرد را زياد مي كند."
" مداومت در مصرف كاسني به هر كسي كه دوست دارد ثروت و اولادش زياد شود سفارش شده."
"تخم كاهو سرد و خشك و مانع احتلام و سيلان مني مي باشد."
"هر كس كدو را با عدس بخورد وقتي كه خدا يادش آيد دلش نازك گردد و جماع او بيشتر مي شود".
"به زنهاي حامله كندر بخورانيد زيرا آنكه در شكمش هست اگر پسر باشد دانا، شجاع و قلب او پاك باشد و اگر دختر باشد صورت و سيرتش خوب مي شود و اطراف رانش بزرگ و نزد همسرش محبوب و سعادتمند مي باشد".
" خوردن هويج كليه را گرم و آلت رجليت را بلند مي نمايد".
"علاوه بر خوردني ها گياه حنا به عنوان خضاب اسلام و سيد گلها در دنيا و آخرت مي باشد و اين گياه باعث افزايش قدرت جماع مي شود".

در بخش چهارم اين اثر كه به حقوق زن و شوهر بر يكديگر مي پردازد "يكي از حقوق شوهر بر زن را مضايقه نكردن از نزديكي موقع اراده شوهر حتي بر پشت پالان شتر" آورده است.

علاوه بر اين در اين تقويم ارزشي در روزهاي مختلف توصيه هاي مختلفي در باره تاكيد و يا نهي از عمل آميزش جنسي از قول بزرگان دين نقل شده است.در حالي كه بارها و بارها در اين اثر به زنان توصيه شده که در خدمت به مرد و خود را تسليم مرد كردن در عمل جنسي کوتاهي نکنند، وظيفه آن ها را به طور متقابل بيان نكرده و فقط به چند سطر آن هم نظافت، خوشبويي، گشاده رويي، كمك به زن در انجام امور منزل، مهرباني و خوش اخلاقي با او و تحمل و بردباري پيرامون حرفهاي نارواي زن بسنده كرده است.

يک بام و دو هوا

هر هفته از سوي ائمه جمعه و يا برخي نمايندگان مجلس از گسترش بي بند و باري و فحشا در جامعه سخن گفته مي شود. در هفته هاي اخير موجي از اعتراض توسط نزديکان دولت نسبت به فيلم ها و کتاب هاي غيرخودي ها هم به راه افتاده است. با اين همه ظاهرا از نظر مقامات وزارت ارشاد، دوستان خودي مي توانندهرکاري بکنند. رياست اداره ارشاد اسلامي قم، بر عهده حجت الاسلام حميد رسايي از نزديكان مصباح يزدي، و مسئول دفتر جريان شناسي تاريخ معاصر است. او از جمله افرادي بود كه با نوشتن كتاب و سخنراني هاي متعدد، بخصوص در زمان تحصن نمايندگان مجلس ششم در زمان رد صلاحيت گسترده نمايندگان، اتهاماتي را به نمايندگان و روزنامه نگاران اصلاح طلب وارد کرد.

وي سال گذشته و در زمان حضور احمد مسجد جامعي وزير پيشين ارشاد در نمايشگاهي درقم به طرف وي حمله ور شد و به گفته شاهدان عيني ضرباتي هم نثار وزير وقت ارشاد كرد. حمله فيزيکي رسايي به مسجد جامعي تنها زماني پايان گرفت که برخي ماموران و مسئولان وقت اداره اطلاعات قم با دخالت خود، از شدت گرفتن ضرب و شتم وزير ارشاد جلوگيري کردند. اين در حالي است كه چه در زمان وزارت مسجد جامعي و چه مهاجراني، مديران منصوب مصطفي ميرسليم بر اداره ارشاد قم رياست مي کردند.

حالا اما رسايي خود به مدير کلي ارشاد اسلامي قم منصوب شده و تقويم زناشويي يکي از نمونه هاي آثار ارزشي مورد نظر اوست که در شمارگان 100 هزاري منتشر شده است.


(download)

Comments [0]

اما در آخر قرآن واقعا معجزه است چرا؟

اما در آخر قرآن واقعا معجزه است چرا؟


1
ـ تنها کتاب مذهبی ا ست که توسط ميليون ها مسلمان بدون فهميدن کلمه ای ازآن، بزبان عربی وغالبأ از حقظ قرائت می شود.

2ـ تنها کتابی است که با وجود تعدد تناقضات و خلاف گوئی ها، سخنان تکراری و زائد و غلطهای فاحش، اکثر مسلمانان حتی جرات بزبان آوردن اين کاستی ها را نداشته چرا که بلافاصله گناهکارمحسوب می شوند.

3ـ تنها کتابی است فاقد شرح وقايع به ترتيب زمانی وبخش بندی روشن موضوعات و مطالب.

4ـ تنها کتابی است که اغلب آيه های آن بدون ا رتباط با يکديگرو هيچيک از سوره ها به موضوع ويژه ای اختصاص نيافته بلکه موضوعات مختلفی را برحسب اتفاق شامل می شود.

5ـ تنها کتابی است که ميليون ها مسلمان به غلط براين باورند که درزمان پيامبر تدوين، درحالی که تقريبأ بيست سال پس ازمرگ او گردآوری شده است.

6ـ تنها کتابی است که تعداد زيادی اشتباه گرامری داشته وبارها دستخوش تغيير بوده امــّا مؤمنين متعصب براين باورند که هرگز عوض نشده وخالی از هرگونه اشتباه است.

7ـ تنها کتابی است فاقد هرگونه تئوری واقعی علمی، با وجود اين متعصبين نابينا مدعی پيش بينی تعداد زيادی از تئوريهای علمی توسط آن هستند.

8ـ تنها کتابی است که توسط خشک مغزان متعصب به تمامی به خدای دانا و آگاه و قادر مطلق منسوب می شود درحالی که حتی ده درصد بندگان اين خدا براستی از صددرصد دستورات آن پيروی نمی کنند.

9ـ تنها کتابی ا ست که ادعا می شود به انسانی ترين بودن، درحالی که درآن الله بارها دستورکشتن انسانی توسط انسان ديگر را صادر می کند.

10ـ تنها کتابی است که توسط تيره انديشان مؤمن بعنوان کتابی که بيشترين حقوق زن را در نظرگرفته محسوب می شود، درحالی که زنان توسط احکام خدائی آن مورد بيشترين ستم ها و اجحافات قرار گرفته اند.

11ـ تنها کتابی است که مؤمنين ترجيح می دهند آنرا ترجمه نکرده و بهمان صورت عربی بدون دريافتن مفهوم آن، اغلب با آوازی بلند قرا ئت کنند.

12ـ تنها کتابی است که با استفاده ازآن صدها هزار آخوند، ملا، مفتی، آيت الله وديگر مفت خواران، مسلمانان ساده دل را فريب می دهند و از آن طريق ميليون ها دلار به جيب می زنند.

13ـ تنهاکتابی است که مؤمنين می توانند آيات زيادی درآن بيا بند که نه برای مردم عادی بلکه فقط ويژه ی پيامبرو به منظورحل وفصل مسائل و مشکلات شخصی براو نازل شده است.

14ـ تنها کتابی ا ست که تمام مذ اهب ديگر را باطل و دستورجهاد عليه آنها صادرکرده است.

15ـ تنها کتابی است که درابتدا مردم را به اطاعت کورکورانه فرمان می دهد وپس ازآن می گويد که فکر کنند تا حقيقت را دريابند.

16ـ تنها کتابی ا ست که مدعی فرستادن پيامبر به همه ی ملت ها، قبا يل وا قصی نقاط جهان شده اما فقط از پيامبران خاورميانه ياد می کند.

17ـ تنها کتابی است که آنقدر ابهام و ناروشنی دارد که قادراست ازيکطرف قاتلينی مانند طالبان وخمينی ها واز طرف ديگرمرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را توليد کند.

18ـ تنها کتابی است که به کمک انسان درحل مسئله ی واگذ اری ارث به موروثان وضرب و تقسيم اعداد محتاج است.

19ـ تنها کتابی است که بر مصداق آن شيعه و سنی و ديگر فرق اسلامی يکديگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتوليک ها همديگر را می کشتند، اما دارای انجيل های متفاوت بودند.

20ـ تنها کتابی است که بروشنی قوانين جزا (قصاص) را بعنوان فرمان خدا صادر می کند اما اين قوانين نا بهنگام بهيچ وجه مناسب با جامعه ی مدنی کنونی نيستند و هرجا که به اجرا در آمده اند (ايران، افغانستان،…)، مردم (غيرمسلمان و مسلمان) يااز اجرا کنند گان آن انتقاد نموده اند که چرااز قانون قصاص پيروی می کنند يا چرا آنها را درست به اجرا درنمی آورند؟ قابل تعجب نيست که ملايان هرگز منشاء اين قوانين متعلق به جامعه ی بدوی عربستان را مورد سرزنش قرار نمی دهند.

يکی از بزرگترين اشتباهات قرآن را می توانيم درآيات ذيل بيابيم: (سوره 18 آيات 85 و86)

او راهی را دنبال کرد تا آنگاه که به محل غروب خورشيد رسيد وخورشيد را ديد که درباتلاقی غروب می کند ونزديک آن مردی رايافت. ما گفتيم ذوالقرنين آيا می خواهی آنان را مجازات کنی ويا نکوئی با آنان پيشه می کنی” (سوره ی الکهف آيه های 85 و86).

ازاين بدتراينکه درقرآن درآيات فوق نوشته شده که اين مرد سخنان مورچگان را می شنيده است. واقعيت علمی ثابت شده اين است که مورچگان دارای ارگان های مربوط به توليد صوت نيستند ونبايد هم باشند. چرا که با بجای گذاشتن رد شيميائی وبعبارت ديگر با بو با يکديگر ارتباط برقرار می کنند. البته اين اشتباه بزرگ قابل درک است چرا که اعراب قرن هفتم ميلادی بنا به اطلاعات کمی که از بيولوژی حيوانات داشتند چيزی بجز اين نبايستی فکر می کردند. بهرحال، اين بی اطلاعی يا کم اطلاعی ازعالم حيوانات نشان دهنده ی منشاء انسانی متون قرآن است وآنرا به عنوان وحی که از طرف خدای (الله) دانای مطلق نازل شده مورد سؤال قرار می دهد.

قرآن درچگونگی بوجود آمدن آسمان شرح می دهد که خدا هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد وآسمان پائين را با چراغ هائی تزيين داد (سوره ی الملک، آيه های 3 و 5). قرآن در سوره ی الصافات آيه ی 6 می گويد: “ما آسمان پائين را با ستارگان آراستيم” وهمچنين درسوره ی نوح آيه های 5 و 6 تاکيد می کند که ماه نيز دربين اين هفت آسمان ا ست. اگر ستارگان (چراغ ها) درآسمان پائين قرار دارند و ماه نيز دربين اين هفت آسمان، درنتيجه ستارگان يا از ماه به زمين نزديکترند يا مسافتی به اندازه ی آن تا زمين دارند. اين ديدگاه درهردو صورت ازنظر علمی غلط است. همه می دانيم که ستارگان درفاصله های بسيار بسيار دورتر ازماه به زمين قرار دارند

====

اينها تازه گوشه ای از اشکال های موجود در قرآن است. ضد و نقيض ها و نسبت های غلط در قرآن بسيار است. نه تنها خود قرآن اشتباه دارد پيروانش نيز به غلط چيز ه ائی را به هم نسبت می دهند و يکی از آنها همين مسئله ذوالقرنين است که به غلط و به دروغ به کوروش نسبت می دهند در صورتيکه به هيچوجه ذوالقرنين ارتباطی با کوروش بزرگ ندارد.

در قرآن به «ابابيل» و انداختن سنگ بر سر لشگريان سخن ميراند در حاليکه امروز به روشنی و دقيقا ميدانيم آن سال در منطقه بيماری آبله شيوع پيدا کرده بود وسربازان و لشگريان و مردم عادی دچار آبله می شوند و ارتباطی با پرنگان و سنگ از دريا ندارد. و و و

من فهميدم که قرآن يک دروغ بزرگ، يعنی معجزه آن بزرگترين دروغگوئی دنيا است.


Comments [0]